تبليغاتX
love story

 

سپیده عشق

اسمان همچو صفحه ی دل من

روشن از جلوه ها ی مهتا بست

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیا ل تو خوشتر از خوابست

 

خیره بر سا یه ها ی وحشی بید

می خزم در سکوت بستر خویش

باز دنبا ل نغمه ای دلخواه

می نهم سر به روی دفتر خویش

 

تن صد ها ترانه می رقصد

در بلور ظریف اوایم

لذتی نا شنا س و رویا رنگ

می دود همچو خون به رگها یم

اه..... گوئی ز دخمه دل من 

روح شبگرد مه گذر کرده 

یا نسیمی در این ره متروک

دامن از عطر یاس تر کرده

بر لبم شعله ها ی بو سه ی تو

می شکو فد چو لا له گرم نیا ز

در خیا لم ستا رهای پر نور

می درخشد میا ن ها له ی راز

نا شنا سی درون سینه ی من

پنجه بر چنگ و رود می سا ید

 همزه نغمه ها ی موزونش

گو یا بوی عود می اید

اه.... که باور نمی کنم که مرا

با تو پیو ستنی چنین باشد

نگه ان دو چشم شور افکن

سوی من گرو و دلنشین با شد

بی گما ن زان جها ن رویا ی

زهره بر من فکنده دیده عشق

می نویسم به روی دفتر خویش

<جا ودان باشی ای سپیده عشق >

 

 


 

نوشته شده توسط الهام در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 12:59 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط الهام در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 16:53 موضوع | لینک ثابت


ghashangeeeeeeeeeeeeeeeee?


 

نوشته شده توسط الهام در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 16:25 موضوع | لینک ثابت


  عاشقانه ترین ...

غمی به سینه من می چکد شبا نه ترین

 

 بخوان ترانه ای ایدوست عاشقا نه ترین

 

مرا به نام صدا کن که عزم توسن جان

 

سفر به سوی دیار ی است بی نشا نه ترین

تو ای شکفته در افاق شعر وشیدای

نها ل با غچه ام باش بی جوا نه ترین

سری به سینه من نه مگر که گوش کنی

صدای عشق ما نده است غمنگا نه ترین

چو شعر و ماه وشب و لا له دوستت دارم

مرا کلام دل این است صا دقا نه ترین

نثار مقدم مسعود با شکوه تو باد

تمام هستی ام  ای عشق   ای یگا نه ترین

 

                     


 

نوشته شده توسط الهام در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت


 

آدما از جنس برگن    گاهی سبزن

    

گاهی پاییزن و زردن زمستون دیده نمی شن

 

تابسنون سایبون  سبزن

 

آدما  خیلی  قشنگن  حیف  که  هر  روزی  یه  رنگن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط الهام در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 10:0 موضوع | لینک ثابت


 

                                          

   اسب بال دار

عاشق هایت را مثل

کانال تلویزیون عوض می کنی

وبا افتخار می گویی

که عشق برایت این چنین است

و من می خندم.....

به برنامه هایی که هیچ کدام شان

به درد نمی خورند؟؟؟

از میان اسبهای اصیل و

اسبهای بال دار و

اسبهای تک شاخ

به اسب آبی حسادت می کنم

چرا که هیچ گاه نمی فهمد هم اسمانش

به کجا رسیده اند.


 

نوشته شده توسط الهام در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 9:48 موضوع | لینک ثابت


هااااااااااااااا!!!

 شبي در خواب خورشيد را ديدم که قلبش را به من هديه داد وقتي با خوشحالي شعف انگيزي با دستان لرزانم قلب خورشيد را لمس مي کردم ، شکافي در ميان قلبش ديدم که نور مهتابي رنگي از آن ديدگانم را نوازش داد . از خورشيد پرسيدم اين نور چيست ؟ او گفت که هزاران سال است که در عشق ماه ميسوزم و هر طلوع به خودم قول ميدهم که ديگر امشب غروب نمي کنم تا عشقم را به ماه پيشکش کنم . اما صد افسوس ! هر شب...

 


 

نوشته شده توسط الهام در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 12:40 موضوع | لینک ثابت


عشق

اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکن قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکن


 

نوشته شده توسط الهام در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت


love

 نظر ياتون نره هااااااااا!!!

در خیالم .... برایت کلبه ای در سبزترین خلوت دنج خدا می سازم ...

 

و با خواهش نگاهم تو را به این ضیافت عاشقانه می خوانم

 

به دستان لطیف و کوچکت هزاران بوسه می زنم

 

نیاز دلم را با ناز نگاهت پیوند می زنم هزاران گلبرک شقایق را نثار لبخند

 

نگاهت می کنم

 

و با تو تا اوج آبی عشق پر میکشم  

 

با ز هم هوا پر از شعر و غزل و قاصدک است

 

تو را می خوانم

 

غزل های خاموش دلم را بی دغدغه تا بلندای وجود فریاد میزنم :


 

نوشته شده توسط الهام در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت


naze?


 

نوشته شده توسط الهام در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 17:7 موضوع | لینک ثابت